X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی

پژواک اندیشه

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

جمعه 25 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 12:38

قدرت رسانه ها

 "این مطلب بخشی از یک پژوهش کامل در باب تاثیر رسانه های خارجی و به ویژه تلویزیون فارسی بی بی سی و voa در جریانات دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و پس از آن در ایران می باشد که توسط اینجانب و با تحقیقات فراوان چه به صورت میدانی ، کتابخانه ای ، رسانه ای  و ... انجام پذیرفته و مدارک آن همگی به ذکر نام اینجانب به عنوان نگارنده و پژوهشگر و صاحب امتیاز در ارگانی رسمی موجود می باشد  .لذا  از همه ی عزیزانی که قصد استفاده از این سلسله گفتار را  به هر شکل چه به صورت کتبی ، خلاصه ، گزیده و ...را دارند تقاضا می کنم تا فقط با ذکر منبع این کار را انجام دهند." 

قدرت رسانه ها

هم اینک رسانه های جهانی، در جریان سازی های خبری- تحلیلی، اغلب اوقات در یک هماهنگی با یکدیگر، به تولید محتوا بر طبق منافع و اهداف یا بالعکس علیه اشخاص، گروه ها، اصناف، احزاب و دولت های داخلی و خارجی می پردازند(زهرا خرازی آذر :1388)؛ لیکن با توجه به فراگیر شدن و دسترسی آسان از طریق اینترنت، تجهیزات ماهواره ای و غیره به این رسانه ها از سوی قشر وسیعی از مردم، نمی توان از تاثیر  آن ها بر افکار و رفتار عمومی به سادگی صرف نظر کرد.( همان :144)

به کار گیری گسترده جهانی فن آوری های نوین ارتباطات و اطلاعات و همزمان، توان تصور فضای به شدت رقابت آمیز  میان تعداد رو به تزاید رسانه های امروز در گسترده های مختلف محلی، ملی و جهانی جایگاه خاص و ویژه ای برای آن ها ایجاد کرده و باعث شکل گیری نظریه های مختلفی در باب تاثیرگذاری و قدرت آن ها در عرصه های سیاسی و اجتماعی گردیده است.

با توجه به آراء بسیاری از تحلیل گران سیاسی، امروزه رسانه ها جایگاهی رفیع در شبکه های جهانی برای خود ایجاد کرده اند. آن ها با بهره گیری از جدیدترین فناوری های ارتباطاتی با کمترین زمان ممکن به جابجایی اخبار از یک نقطه به نقطه دیگر جهان مشغولند. این توانایی بی نظیر در کسب اخبار و اطلاعات و فرآوری آن و سپس انتقال آن ها به تمامی نقاط جهان قدرتی را به آن بخشیده که تصور هر گونه فعل و انفعال در رفتارهای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و... بدون در نظر گرفتن تاثیر رسانه ها، شاید خیالی خام و دور از هرگونه پایه  علمی و  عملی باشد.

آن ها این توانایی را دارند که سرنوشت رجال سیاسی و آرمان های آن ها را تعیین کنند. همچنین رسانه ها بر کار دولت ها و گروه های رای دهنده به آن  ها اثر می گذارند و شاید از این نظر باید آن ها را در زمره نهادهای سیاسی دیگر مانند پارلمان ها، نهادهای اجرایی، حکومت ها و احزاب به شمار آورد.( همان :29)

«مک لوهان»* دانشمند کانادایی در نظریه خود، تاریخ بشر را به سه دوره یعنی: عصر فرهنگ شفاهی، عصر تمدن چاپی و عصر تمدن الکترونیک تقسیم می کند. در عصر الکترونیک، قدرت در دست صاحبان تلویزیونی و شبکه های کامپیوتری و ماهواره هاست. (مهرداد1380:158،159 )

*Mc Lohan

در جایی دیگر نیز «آلوین تافلر» تمدن بشری را به سه مرحله تقسیم می کند که شامل: مرحله کشاورزی، مرحله صنعتی و مرحله فراصنعتی یا عصر ارتباطات و اطلاعات است. در عصر فراصنعتی ، قدرت در دستان کسانی است که شبکه های ارتباطی و اطلاعاتی  را در اختیار خود دارند. (تهدیدات رسانه ای 1388:29)

در واقع می توان اینگونه بیان کرد که قدرت رسانه ها، قدرت حاصل از دسترسی آن ها به ذخایر یا امکانات است. اعمال این قدرت گفتمانی در مردم عادی یک احساس مشترک کلی به وجود می آورد و نیز کنترل بر رسانه ها توسط شرکت های بزرگ چند رسانه ای و تاثیر آن ها بر صاحبان منافع یا دارندگان هویت هایی خاص، این توانایی را برای آن ها رسانه ها- ایجاد می کند تا بر کارهای دولت و کشور اثر بگذارند.

این شکل قدرت، نماینده قدرت چانه زنی شرکت های بزرگ رسانه ای در معاملات خود با دولت و نهادهای دیگر کشور است.

دولت ها به رسانه ها برای خدمات زیرساختاری آنها (کسب خبر و اطلاعات و به چرخش در آوردن آن ها در کشور) و به خاطر کارآفرینی که با بخشی از درآمدهای خود می کنند، احتیاج دارند.( جریان شناسی رسانه های بزرگ1388:40) همچنین رسانه ها به مراتب نقش ابزار تبلیغات سیاسی- دیپلماتیک دولت ها را بازی کرده اند. آن ها با دفاع از سیاست خارجی و با ارزش گذاری و ارزش سازی، القاء پیام و برجسته سازی، نسبت به مشروعیت بخشی به سیاست های حکومتی و رساندن پیام های دست اندرکاران دیپلماسی کشورها به افکار عمومی جهانی، نقش توجیه گر افکار عمومی را در عرصه سیاست خارجی ایفا می کنند. این گونه است که کشوری مانند ایالات متحده آمریکا در راستای دیپلماسی رسانه ای خود و در جهت نوعی سلطه سیاسی و فرهنگی بر سایر کشورها به ویژه کشورهای جهان دوم و سوم از طریق آژانس اطلاعاتی خود و با ایجاد و هدایت شبکه های جهانی اطلاع رسانی، جو موافق خود را به خصوص پس از پایان جنگ جهانی دوم در سطح جهان فراهم ساخت. این کشور با تاسیس شبکه های رادیو و تلویزیونی مختلف مانند صدای آمریکا، رادیوی اروپای آزاد، رادیو آزادی و... توانست تا حد زیادی چهره ای مثبت از شیوه زندگی آمریکایی( American styl life)  در اذهان مردم دنیا به وجود آورد.

بدین گونه استفاده از تبلیغات و رسانه ها در جهت توجیه دیپلماسی عمومی دولت ها چه در محیط داخلی و چه در روابط بین المللی به ابزاری کارآمد و موثر تبدیل گشته و هر چه دسترسی به اطلاعات و اخبار توسط دولتی بیشتر باشد از قدرت تاثیرگذاری بالاتری برخوردار می گردد.

شاید به همین دلیل «دونالدراامسفلد» وزیر سابق دفاع آمریکا در سخنرانی ژانویه سال 2006 در شورای روابط خارجی صراحتا اعلام می کند که «بعضی از حیاتی ترین نبردهای آمریکا اینک در اتاق های خبر در جریان است». (همان:46)

امروز همگان بر این نظر اتفاق دارند که بازی سیاسی به نحو فزاینده ای در فضای رسانه ها انجام می گیرد. هر چند این بدان معنا نیست که می توان کل سیاست را به تاثیرات رسانه ای تقلیل داد یا آن که نتایج سیاسی بر ارزش ها و منافع تاثیری ندارد. اما بازیگران سیاسی با هر جهت گیری، در بازی قدرتی حضور دارند که از طریق و توسط رسانه ها انجام می شود. این بازی قدرت در کل سیستم رسانه  ای که هر روز از تنوع بیشتری برخوردار می شود جریان دارد. (کاستلز: 551)

«کاستلز» معتقد است که رسانه ها هیچ کدام به خودی خود نمی توانند نتایج سیاسی را تعیین کنند، زیرا سیاست رسانه ای عرصه ای تناقض آمیز است... و گاهی عواقب غیر منتظره ای به بار می آورد.» (همان: 381) اما نکته اساسی این است که بدون حضور فعال رسانه ها، برنامه ها یا مقامات سیاسی بختی برای کسب حمایت وسیع ندارند.

سیاست رسانه ای تمام دنیای سیاسی نیست اما تمام سیاست ها باید از طریق رسانه ها بر فرآیند تصمیم گیری اثر بگذارند. (همان: 382)

از آن جایی که دولت های سراسر جهان خواهان جهانی شدن اندیشه ها و فرهنگ خود هستند و رسانه های جهانی دست افزار آن ها در این رابطه می باشند بنابراین اکثر آن ها- دولت ها- هنوز رسانه های مهم را کنترل می کنند و نیز برای خود رسانه هایی دارند و همچنین وسایل تاثیرگذاری بر رسانه ها را در اختیار دارند.

رسانه ها همان قدر که توانایی اثرگذاری بر فرآیند تصمیم سازی در عرصه خارجی را دارند، توانایی نشر و تبلیغ تصمیمات سیاسی خارجی در محیط داخلی و خارجی را هم دارند. آن ها از یک سو به مثابه یک منبع ورودی برای تصمیم گیری عمل می کنند و از سوی دیگر به عنوان متغیری که رهبران باید هنگام اتخاذ تصمیمات و اعلان و پخش آن ها توجه کافی به آن ها داشته باشند، عمل می کنند. بدین ترتیب است که نخبگان سیاسی در تصمیم گیری ها توجه شان را به محیط رسانه (داخلی و خارجی) معطوف می دارند.(همان:54)

فناوری های جدید، تولید و مصرف محتوای رسانه ای را به فعالیتی خارج از مرزهای سیاسی و فرهنگی تبدیل کرده است. مطمئنا سهم این گونه فناوری ها بسیار زیادتر از سهم صنایع  متعارف شده است. در سال های گذشته این سهم سالیانه بیش از ده ها هزار میلیارد دلار بود. امروز افراد یا غول های رسانه ای و نیز شرکت های غول آسا تبدیل به صاحبان قدرت بین المللی شده اند. برخی از صاحبان شرکت های مهم جهانی از افرادی چون : «روپرت مرداک»،

«تد ترنر» و «بیل گتیس» و نیز شرکت هایی مثل «CNN» و «AT & T» و «BT» تنها مثال هایی از این نوع قدرت های جهانی هستند.

به دلیل تکثر کانال ها و ظهور رسانه های جدید، وضعیت انحصاری مدل پخش رادیویی- تلویزیونی دولتی و عمومی تا حد زیادی از بین رفته است و این سازمان ها ناچار به رقابت در فعالیت های خود هستند تا بتوانند مخاطبان را از جذب شدن به رقبای داخلی و خارجی باز  بدارند. (سید وحید عقیلی،1386)

به لطف پیشرفت های شگرف در عرصه فن آوری اطلاعات و امکان دستیابی به آخرین اخبار در کوتاه ترین مدت، دیگر دولت ها یگانه منبع انتشار خبر ،آن گونه که به مصلحت آن ها باشد نیستند و هر خبری در هر گوشه ای از جهان پیش از آن که از فیلترهای دولتی و با صلاح اندیشی و انتخاب و احیانا سانسور آن ها اجازه نشر داشته باشد، توسط ابزارهایی چون اینترنت، شبکه های ماهواره ای، موبایل و... حتی به وسیله افراد عادی در دسترس همه جهانیان قرار می گیرد. برای مثال در وقایع پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران، تمام اتفاقات از جمله صحنه راهپیمایی ها، درگیری ها و اعتراضات خیابانی به صورت زنده و یا با تفاوت زمانی بسیار کوتاه بر روی بسیاری از کانال های ماهواره ای و همچنین «فیس بوک»، «توئیتر» و دیگر شبکه های اطلاع رسانی ماهواره ای و اینترنتی در مقابل دیدگان جهانیان قرار گرفته بود.

حال به یمن همین پیشرفت ها و رشد و توسعه فنی (به ویژه در محیط چند رسانه ای اینترنت) مرزهای بیش از این روشن بین رسانه های مختلف نوشتاری، صوتی و تصویری از بین رفته است. مخاطبانی که در گذشته امکان انتخاب بسیار محدودی داشتند در مدت بسیار کوتاه یک دهه ای در برابر سیل عظیمی از انواع محتواهای ارائه شده توسط شرکت های داخلی و خارجی فرا گرفته اند.

همین دسترسی آسان و خصوصا «بی واسطه» به جریان اخبار و اتفاقات، دولت ها را مجبور ساخته تا در اتخاذ تصمیمات خود در رابطه با مسائل داخلی و همچنین بین المللی با وسواس بیشتری عمل نمایند. امروزه سّری نگاه داشتن یک خبر توسط یک دولت و یا استفاده ابزار گونه از آن در زمانی دیگر، نه چندان کارآیی نداشته بلکه با انتشار آن توسط دیگر رسانه ها، آن دولت مجبور به اتخاذ موضعی منفعل در برابر آن می گردد.

انتشار اخبار مربوط به زندان «گوانتانامو» و جریانات واقع در آن به همراه فیلم ها و عکس هایی از اعمال شکنجه توسط سربازان آمریکایی بر علیه زندانیان، موجی از اعتراضات گسترده بین المللی را بر علیه آمریکا به وجود آورد. همین امر باعث شد تا «باراک اوباما» کاندیدای حزب دموکرات با قول به برچیدن آن زندان در صورت انتخاب وی به مقام ریاست جمهوی از آن به عنوان حربه ای بر علیه کاندیدای حزب جمهوری خواه استفاده کند. امروزه کنش های سیاسی که از دستاوردهای جمع است، تنها به خواست مردان عاقل و روشنفکری که ممکن است برای این کار تربیت شده یا نشده باشند حاصل نمی شود، بلکه نفوذ رسانه ها در همه ارکان جامعه، سیاست را به امری همگانی تبدیل کرده و آن را از انحصار نخبگان و سرآمدن جامعه خارج ساخته است. در واقع رسانه ای شدن سیاست یا همان سیاست رسانه ای، به این معناست که نهادهای سیاسی به طرز فزاینده ای به رسانه ها وابسته اند و به کمک رسانه های جمعی شکل می گیرند. این نظریه قائل بر این است که رسانه ای شدن سیاست مبتنی بر این ملاحظات است که رسانه های جمعی، محتوای سیاسی تولید می کنند و با روندهای سیاسی تداخل دارند . عده ای حتی بر این عقیده اند که مشروعیت اعمال قدرت به طرز فزاینده ای ممکن است در توان کنشگران سیاسی در برقراری ارتباط از طریق رسانه ها نهفته باشد. در واقع رسانه ای شدن سیاست روندی است که شامل بازیگران سیاسی، رویدادهای سیاسی و گفتمان سیاسی می شود. در جهان جدید و در متن سیاست دموکراتیک، دسترسی به نهادها و مناصب حکومتی بستگی به توان بسیج اکثریت آرای شهروندان دارد. در این جوامع مردم اساسا از طریق رسانه ها به خصوص تلویزیون اطلاعات کسب می کنند و عقیده و دیدگاه سیاسی خود را شکل می دهند. بنابراین بهترین شکل تاثیرگذاری بر افکار و آراء مردم توسط احزاب و فعالین سیاسی، استفاده از رسانه ها می باشد.

در جریان آخرین انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا، کاندیداهای ریاست جمهوری و احزاب آن ها با استفاده از شبکه های بزرگ رسانه ای آن چنان فضای تبلیغاتی در سراسر کشور برپا کردند که خواسته و یا ناخواسته همه جریانات سیاسی و اجتماعی همگی در سایه آن قرار گرفت. هر کاندیدا با در اختیار داشتن چندین مشاور و متخصص امر تبلیغاتی و انتخاباتی که بسیاری از آن ها از میان اصحاب رسانه ها انتخاب می شوند با جدیدترین روش ها با استفاده ابزاری از رسانه ها سعی در به دست آوردن و کسب حداکثری آراء به نفع خود عمل کردند. در همین دوره «باراک اوباما» با فرستادن هزاران ایمیل برای اشخاص و تماس مستقیم از طریق تلفن همراه( موبایل) به اقدامی بدیع در به کار گیری از این ابزار متوسل شد.

امروزه رسانه های گروهی، بخشی از زندگی سیاسی و جزو جدایی ناپذیر آن هستند. این وسایل چنان که یکی از ابزراهای اصلی حکومت اند، بر تصمیم های سیاسی حکام و زمام داران نیز اثر می نهند. روزنامه ها و مجله هایی مانند تایمز، نیوز ویک، واشنگتن پست، گاردین، لوموند، روی میز سیاستمداران دنیا به چشم می آیند و بی گمان بر تصمیم گیری های آن ها تاثیر می گذارند .(تهدیدات رسانه ای، 1388:31).

اما رسانه های گروهی بیش از آن که بر تصمیم های هیات حاکه تاثیر بگذارند، یکی از ابزارهای مهم آنانند. این وسایل از عوامل اصلی جامعه پذیری سیاسی اند و حکومت ها از آن ها برای پدید آوردن همگونی و نیز جهت دهی افکار عمومی و هماهنگی نظریه های توده مردم نسبت به نظام سیاسی سود می جویند.

در صحنه پیکار سیاسی و کوشش برای کسب قدرت سیاسی، رسانه های ابزاری شگرف و کارآمدند. این کارآیی در صحنه مبارزه های انتخاباتی جلوه ای دو چندان دارد.

سیاستمداران وضع خود را با وضع رسانه هایی که بر روی آن ها حساب می کنند، تطبیق می دهندآن ها برنامه مبارزات و شیوه کار خود را همخوان با وضع و شرایط رسانه ها پی ریزی می کنند. برنامه های آن ها طوری زمان بندی می شود که با ضرب الاجل های روزنامه نگاران «جور» در بیاید ؛ فعالیت های آشکار آن ها، طوری که بر روی پرده تلویزیون خوب به نظر آیند، ترتیب می یابند و از همه مهمتر اینکه سیاست برای گنجیدن درست در رسانه، قالبگیری می شود. (جان استریت1384:15) همه این ها نشان از همان جایگاه رفیع رسانه ها در شبکه های جهانی که برای خود ایجاد کرده اند دارد.

اما در این نیز شکّی نیست که رسانه های فراگیر جدید، کار را برای سرویس دولتی پخش برنامه به روش کنونی، دشوارتر می کنند. با افزوده شدن بر شمار کانال ها، مفهوم «عامه» یا «توده مردم» هم ،در حال بازسازی شدن به صورت توده های مخاطبی با منافع و علائقی خاص است. تلویزیون های دیجیتال ماهواره ای این قابلیت را دارا هستند که بیش از 200 کانال را برای استفاده در اختیار خانواده ها قرار دهند و آن ها دیگر در معرض یکسویه اخبار داخلی نیستند و اکنون می توانند نسبت به ترجیحات خود آن کانال هایی را انتخاب کنند که تاپیش از این وجود نداشتند. اکنون یکسان سازی از طریق بسط و انتشار ایدئولوژی دولتی جای خود را به تکثر فزاینده استفاده از ماهواره ها داده. پخش برنامه از سوی دولت ها در اصل تلاش برای پرداختن به تفاوت های میان مردم به خواص و عوام بودن آن ها، بود. در یک کانال و برنامه واحد، یا در شمار کمی کانال، سلیقه های مختلف کمتر مطرح می گردیدند. ولی اکنون با تنوع بی شمار برنامه های ماهواره ای، هر سلیقه ای قادر است تا برای خود کانال هایی را بیابد. کانال هایی که دولت های محلی و ملی هیچ نقشی در پخش برنامه های آن ها ندارند.

در نتیجه اگر یک رسانه به خصوص به طور قطعی به یک موضوع سیاسی آشکار پیوسته باشد یا انواع به خصوصی از اطلاعات را مکتوم بگذارد، مخاطبان خود را محدود به اقلیت نسبتا کوچکی خواهد ساخت و نخواهد توانست در بازار رسانه ها سودی به دست آورد و نمی تواند از منافع متعدد جریان های متکثر موجود بهره گیری کند. بدین دلیل بسیاری از رسانه های دولتی که جهتی یک سویه و فقط در جهت منافع دولتی دارند در شرایط کنونی و با توجه به تعداد فراوان رسانه های فراملی، از اقبال چندانی در جذب مخاطب در بین مردم کشور خود ندارند.

چگونه در جهانی که حتی با یک گوشی تلفن همراه- موبایل- امکان ارسال هر خبر و تصویری به آن سوی دیگر آن- جهان- وجود دارد، می توان از مردم، این انتظار را داشت که خود را محدود به تنها چند کانال تلویزیونی محلی یا ملی کنند؟

دسترسی اکثر مردم به وسایل ارتباطی جدید خصوصا اینترنت و ماهواره نه تنها عطش کسب اطلاعات و آگاهی را در آنان سیراب نکرده، بلکه حلاوت و تازگی این اطلاعات تازه، هر دم آن ها را برای دریافت آن مشتاق تر می نماید. دسترسی لحظه به لحظه به اطلاعات جدید از هر نقطه از جهان نه تنها مرزهای مکانی را نابود ساخته بلکه بعد زمان را نیز از بین برده و انسان امروزی فارغ از هر مانع مکانی و زمانی خود را آزاد و حاضر و شریک در وقایع جاری می بیند. از این رو جهانی- محلی شدن رسانه ها و ارتباطات سایبر به مثابه  ملیت زدایی و دولت زدایی از اطلاعات در نظر گرفته می شود . دو روندی که در حال حاضر تفکیک ناپذیر هستند.

ادامه دارد ...